سخاوت «معلم» و «نماینده‌مجلس»؛ زین حسن تا آن حسن صدگز رسن!

یادداشت/ هادی نوروزی

یقینا همه معلمان زحمت‌کش و دلسوز ایران زمین، این نکته را تصدیق می‌کنند که «یک‌معلم می‌تواند نماینده مجلسی را تربیت کند که حقوق و مزایای آنچنانی بگیرد ولی ۲۹۰ نماینده مجلس که خود تربیت شده دست همین معلمان هستند، نمی‌توانند قانونی تصویب کنند که معاش معلم خود را تضمین کند» لذا در چنین شرایطی این ضرب‌المثل قدیمی به اذهان متبادر می‌شود که «زین حسن تا آن حسن، صد گز رسن».

این روزها که ایام هفته معلم است، اگر نگاهی گذرا به نامه‌های سرگشاده معلمین به مسئولین بیاندازیم، می‌بینیم که در اغلب این نامه‌ها به کرار سخن از وضعیت نامطلوب و بد معیشتی آنها به میان آمده، به گونه ای که در یکی از این نامه‌ها می‌خوانیم:

«قدرت خرید معلمین نصف و حتی به یک سوم کاهش یافته و هزینه های زندگی سرسام آور شده، هزینه هایی که بنا بر اعلام اخیر بانک مرکزی در یک خانواده تهرانی ۳۵میلیون ریال و یک خانواده شهرستانی ۲۵میلیون ریال برآورد شده است، معلمین چطور با این حقوق کم از عهده ای هزینه ها برآیند؟ یک معلم؛ نه کارانه ی ماهیانه دارد نه اضافه کار، نه حق مسکن دارد و نه حق ایاب و ذهاب، نه حق مأموریت دارد و نه حق شیفت، نه بن خرید کالا دارد و نه کمک های غیر نقدی ماهیانه، نه پاداش آخر سال دارد و نه مانند شرکت های دولتی پاداش بستن حساب ها، نه مانند کارکنان زحمتکش بانک ها، وام های چند ده میلیونی با درصدهای پایین و… معلم فقط یک پوشه دارد پر از تقدیر نامه‌های بی ارزش کاغذی مسؤولین، فرمانداران و … که در روز معلم اهدا می شود.»

همچنین در بخش دیگری از اغلب نامه‌های سرگشاده این روزهای معلمین به مسئولین به موضوع اجرای عدالت و رفع تبعیض بین کارمندان دولت تاکید شده به گونه ای که در یکی از این نامه‌ها آمده است:

«مگر بین یک فوق لیسانس یا دکترای تخصصی در آموزش و پرورش با همنام خود در وزارت علوم چه تفاوتی است که میانگین حقوق این عزیزان در آموزش و پرورش ۱۵تا۲۰میلیون ریال با ۲۴ساعت موظف در هفته می باشد اما در آموزش عالی ۴۰ تا ۱۰۰ میلیون ریال با ۱۲ساعت موظف در هفته می باشد؟»

«چرا پاداش آخر خدمت یک بازنشسته فرهنگی باید یک دوم یا یک سوم دیگر کارکنان دولت باشد که آن هم به صورت قسطی طی چند سال به حساب آنان واریز شود که با احتساب تورم سال های اخیر ارزش آن به مرور زمان نصف شود اما پاداش دیگر کارکنان دولت به صورت یک جا به حساب آن ها واریز شود.»

قطعا در نامه‌های سرگشاده معلمین به مسئولین عالی‌رتبه کشور و از همه مهتر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی نکات بسیار دیگری نیز وجود دارد که نگارنده در این مجال به همین چند مورد بالا بسنده می کند.

اما واقعیت آن است که وضعیت اقتصادی آموزش و پرورش بسیار شکننده و نابسامان بوده و بیش از ۸۵ درصد بودجه این وزارتخانه صرف حقوق و مزایای ناچیز معلمان می‌شود.

همه می دانیم که بیش از یک سوم کارکنان دولت، در آموزش و پرورش فعالیت می کنند بنابراین اختصاص فقط ۹.۷ درصد از کل بودجه کشور به وزارت آموزش و پرورش، خود گویای بسیاری از کاستی ها است.

یقینا کمترین انتظار از نمایندگان مجلسی که خود تربیت یافته همین معلمانی هستند که امروز دغدغه معیشت و گذراندن امور روزمره‌شان را دارند، این است که نگاهی ویژه تر به این قشر زحمت کش و بزرگ‌منش داشته و با تصویب قانون یا قوانینی، شرایط را به گونه‌ای رقم زنند که دیگر هیچ معلم ایرانی دغدغه معیشت خود و فرزندانش را نداشته باشد.




یک دیدگاه در “سخاوت «معلم» و «نماینده‌مجلس»؛ زین حسن تا آن حسن صدگز رسن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *