داستان غم‌انگیز «پیر سید» شهرمان/شهردار چگونه با وجدان خود کنار می‌آید؟

پایگاه خبری حیات غرب به انتشار داستان غم انگیر پیرمرد سیدی پرداخته که دل پری از شهرداری کرمانشاه دارد.

به گزارش اریکه، به نقل از حیات غرب در این مطلب آمده است:

در مسیر جاده اسلام آبادغرب – کرمانشاه در حال عبور بودم. یک پیر مرد ناتوان کنار جاده نشسته بود و به علامت کمک می خواست. حس نوع دوستی باعث شد توقف کنم. بسیار بی حال بود به درستی توان حرف زدن نداشت. او را سوار کردم تا به مکانی برسانم.

اشک در چشم و بغض در گلو سوز دل گزنده ای داشت.

پیرمرد گفت: جدم حقم را بگیرد. من که در این دنیا کسی را ندارم. ۸۴ سال سن دارم. مستاجر هستم و در شهرک حافظیه با زن و یک دختر علیل زندگی می کنم. ماهی ۳۰۰ هزار تومان کرایه یک آلونک را میدهم.

برای گذران زندگی از ناچاری و بی کسی با این تن بیمار مجبور هستم سیگار بفروشم. کار دیگری از من ساخته نیست. با این سن و تن بیمار دکتر به من گفته نبایدکارکنم. ولی با خرج زندگی چه کنم؟

چند روز پیش، مامورین شهرداری در الهیه به جرم سیگار فروشی مرا دستگیر کرده و به کمپ چشمه سفید انتقال دادند. هر چه فریاد زدم من معتاد نیستم. گدا نیستم کسی توجه نکرد. با تندی و عصبانیت و خشونت مرا سوار ماشین کردند. به این مکان آوردند و کنار معتادین انداختند.

دو شبانه روز در زیر زمین سرد و در مکانی کثیف و غیربهداشتی که پنجره هایش شیشه نداشت زندانی کردند.

هر چه گفتم من دارو مصرف میکنم، زن و بچه ام نگران هستند. اصلا توجهی نکردند و مثل اینکه زبان ایرانی ها را نمی فهمیدند.

در این مدت غذایی به جماعت حاضر در آن مکان می دادند که قابل خوردن نبود و من نمی توانستم بخورم.

یک تاکسی بار میوه که مامورین از دست فروشها گرفته بودند به آنجا آوردند یک دانه بین آن افراد گروگان گرفته شده توزیع نشد و همه را تقسیم کردند و مشخص نشد کجا رفت.

من ۷۵ هزار تو مان پول داشتم تمام آن را از من گرفتند و بعد از دو روز مرا بیرون کردند که بعد از یکساعت نشستن در کنار جاده خدا شما را رساند.

پیر مرد ناتوان را تا فردوسی رساندم. مبلغی به او دادم تا به منزل برسد قبول نکرد و گفت: من سید هستم صدقه به ما حرام است. بخاطر این مجبور هستم سیگار فروشی کنم. بعنوان قرض دادم. ماشینی برایش گرفتم تا تن بی حال، مریض، دل شکسته و بی پناه خود را به خانه برساند تا کمی از ظلم روزگار که بر قلبش سنگینی می کند کاهش یابد .

از جناب رنجبر فرماندار محترم شهر کرمانشاه سپاسگزاریم که بعد از اطلاع سعی در رفع مشکل ایشان دارند.

مدیر توانمند مدیری است که بصورت مر تب فعالیت زیر مجموعه خود را توسط مشاورین و ارزیاب های امین ، ارزشیابی کند تا مردمی بی پناه در زیر دست و پایشان له نشوند .

به گزارش اریکه، بعد از جریان تراشیدن سر کودکان کار کرمانشاه توسط عوامل شهرداری و چند مورد مشابه دیگر، این مورد پیر مرد سید شهرمان را نیز باید به کارنامه درخشان آرش رضایی، شهردار کرمانشاه افزود…. یعنی شهردار و عوامل دست اندرکار این ماجرا می توانند پاسخگوی وجدان خود باشند؟؟؟!!




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *